بررسی بازی Monster Hunter Wilds | کلاس درس طراحی باس
کپکام، شرکت ژاپنی ثابتشده و قابل اعتماد صنعت بازی که سالها گیمرها را در دل تجربهی ویدیوگیمهای عالی غرق کرده، یک بار دیگر قدرتمندانه از راه رسید؛ با مانستر هانتر وایلدز، جدیدترین قسمت از سری بازی Monster Hunter که دومین فرنچایز پرفروش شرکت Capcom به شمار میآید.
بازی Monster Hunter Wilds فقط یک دنبالهی دلچسب برای طرفدارهای قدیمی نیست، بلکه در ورود به جهان مجموعه را برای افراد ناآشنا با مانستر هانتر هم باز میکند؛ تا آنها نیز بتوانند عاشق شکار هیولاهای معرکه شوند. چرا؟ چون ریشههای خود را میشناسد و به آنها وفادار میماند؛ درحالیکه از قدم برداشتن به جلو برای پیشرفت و مقداری همسو شدن با استانداردهای روز نمیترسد.
کد بررسی مانستر هانتر وایلدز توسط ناشر برای زومجی ارسال و بررسی با تجربهی بازی روی کنسول پلی استیشن ۵ پرو انجام شده است.
Zoomg Received a review code for Monster Hunter Wilds on PS5 (Pro) from the official Distributor/Publisher
پخش از رسانه
لطفا برای حمایت از زومجی در یوتیوب تماشا کنید
مانستر هانتر یعنی شکارچی هیولا. به همین دلیل واضح است که بررسی قسمت جدید مجموعهی موردبحث باید از کجا شروع شود و به کجا برسد. هیولاهای مانستر هانتر وایلدز، باشکوه هستند. چند ساعت بعد از شروع تجربهی بازی کاملا درک میکنید که صرفا با یکمشت غول عظیمالجثه روبهرو نیستید. آنها موجوداتی نیستند که بخواهید کورکورانه به بخشهای مختلف بدنشان ضربه بزنید تا بمیرند. بلکه موجودات وحشی ویژهای محسوب میشوند که ظاهر خیرهکننده، صداهای خاص و روشهای منحصربهفرد خودشان برای از بین بردن هر تهدید را دارند. «فانتزی» در چنین جهانی پررنگ است، اما آنها از بسیاری جهات موجوداتی هستند که زندگی در وجودشان جاری است.
از نوع حرکت عضلههای مختلف بدن تا شیوههایی که برای دفاع یا حمله دارند، این موجودات بزرگ را در جهان بازی به نوعی باورپذیر میکند؛ به شکلی که هم میتوان مدلهای مبارزه با آنها را درک کرد و هم از آنجایی که وحشی و ظاهرا رامناشدنی هستند، همیشه میتوانند غیر قابل پیشبینی باشند.
وقتی در مانستر هانتر وایلدز با یک هیولا روبهرو میشوید، با تمام وجود درک میکنید که قدم به محل زندگی او گذاشتهاید و باید محتاط و جدی رفتار کنید. باید پیش از به دست گرفتن شمشیر یا تفنگ، با دقت موجود قدرتمندی را بشناسید که در مقابل شما قرار گرفته است؛ تا بعد باتوجهبه سلاحها و سبک مبارزهی خود، بهعنوان شکارچی راهی برای شکار پیدا کنید. در پایان بهترین باسفایتهای بازی، شما از این لذت میبرید که میدانید از پس رقیبی به مراتب قویتر از خودتان برآمدهاید.
رویکرد کپکام در طراحی هیولاهای خارقالعادهی سری مانستر هانتر، طی دو دههی اخیر زبانزد بوده است. اینجا دربارهی مجموعهای حرف میزنیم که با هر قسمت، چندین و چند باس به یاد موندنی را مقابل بازیکنها قرار داد. اما نکتهای که در وایلدز پررنگتر شده، توجه بسیار زیاد سازندهها به سرتاسر حیات وحشی است که این موجودات ویژه و عجیب را در خود جا میدهد؛ فضاهایی با پوششهای گیاهی بسیار متفاوت که کاملا میتوان زندگی کردن چنین هیولاهایی در گوشهوکنار آنها را جدی گرفت.
هیولاهای بازی به شکل ملموس به زیستبوم محل زندگیشان تعلق دارند؛ به گونهای که مهمترین هیولاها، طبیعتِ پیرامون خود را را تحت تاثیر قرار میدهند. این نکته مخصوصا باتوجهبه پویایی لوکیشنهای مختلف نقشه بازی، چند مرتبه توجه گیمر را جلب میکند؛ تا او مدام عمیقتر از قبل در فضای ساختهشده توسط تیم سازنده غرق شود و از تنوع محیطها لذت ببرد. در حقیقت بازی نهتنها بهصورت کلی محیطهای مختلف و چشمنوازی دارد، بلکه در موقعیتهای متفاوت موفق به ایجاد تغییرات اساسی در همین محیطها میشود و جلوههای تازهای از زیبایی آنها را به شما نشان میدهد.
قدرت گرافیکی RE Engine در استفاده از نورپردازیهای پرجزئيات برای دادن حسوحال متفاوت به محیط درکنار رنگآمیزیهای درست و استفاده از اِلِمانهای آبوهوایی مثل طوفان یا رعد و برق، همه و همه کاری میکنند که هر بخش از نقشه حداقل دو مرتبه به شکلهای واقعا متفاوت، چشمهای گیمر را خیره به نمایشگر نگه دارد. تازه باید تاکید کنم که تمامی تصاویر و ویدیوهایی که در این بررسی مشاهده میکنید، فقط و فقط متعلق به بخشهای محدود و مشخصشدهای از بازی هستند که کپکام به رسانهها اجازهی ضبط فوتیج از آنها را داد. شرکت ژاپنی میخواهد جزئیات زیادی را برای شما سورپرایز نگه دارد. باتوجهبه تجربهای که من از بازی داشتم، این تصمیم کاملا منطقی و قابل درک به نظر میرسد.
بازی Monster Hunter Wilds با تکیه به همان ۱۴ نوع سلاح آشنا برای طرفدارهای مجموعه، سیستم مبارزهی پرجزئیات و عالی خود را سر و شکل میدهد؛ سیستمی که هم واقعا شما را دعوت به انتخاب سلاحهای مختلف برای امتحان کردن آنها میکند و هم برخلاف خیلی از بازیها، واقعا به انتخاب شما احترام میگذارد. منظورم چیست؟ فارغ از اینکه چه نوع سلاحی را بردارید، بازی مسیر پیشرفت شما را برای پیشرفتهای گوناگون هموار خواهد کرد. همواره به دنبال شکست دادن دشمنهای بیشتر، از به دست آوردن سلاح قویتر لذت میبرید و در همین حین به وضوح متوجه رشد مهارت خودتان در بهکارگیری آن نوع از اسلحه میشوید.
فرقی نمیکند که به مبارزه از راه دور علاقه داشته باشید یا به مبارزه از نزدیک. فرقی نمیکند اهل مبارزات سریع باشید یا ترجیح بدهید که ضرباتی زمانبر اما خردکننده را به دشمن بزنید. از چه نظر فرق نمیکند؟ از این نظر که درهرصورت مانستر هانتر وایلدز میگذارد عاشق باسفایتهای جالب آن شوید.
بازی اجازه میدهد که ریتم و شکل مبارزهی خود را شکل بدهید و با تسلط بیشتر روی سلاح موردعلاقهای که از آن استفاده میکنید، مجبور به جنگیدن با دشمنی قویتر و عجیبتر باشید. این وسط سیستم جهتگیری حملهها به شکلی طراحی شده است که نتوانید صرفا با فشردن بیفکر دکمهها به پیروزی برسید. شما مجبور هستید که با در نظر گرفتن حرکت باس در جهات مختلف، به سرعتِ استفاده از ضربهها هم دقت کنید تا در زمان مناسب بتوانید جهت حمله را تغییر دهید.
اساسا از زمان شروع فرنچایز تا همین حالا، مانستر هانتر به ارائهی تجربههای کوآپ بسیار جذاب شناخته میشود. باسها به شکلی طراحی شدهاند که مبارزهی چندنفره با آنها میتواند به شکل شیرینی چالشبرانگیز باشد. اما برای لذت بردن از مانستر هانتر وایلدز یا تصمیمگیری دربارهی خرید بازی نیازی نیست که نگران سرعت اینترنت یا وضعیت اتصال به سرورها باشید. چون تجربهی آفلاین و تکنفرهی آن هم واقعا کامل است.
شخصیتهایی که بهعنوان مبارز در جریان نبردها میتوانند با گیمر همراه شوند، هوش مصنوعی بسیار خوبی دارند و به سبک خودشان مشغول جنگ تمامعیار با هیولا میشوند. تیم سازنده مطمئن شده است که در حالت تکنفرهی آفلاین هم همان تجربهی درست مبارزات دشوار اما حسابشدهی مانستر هانتر را به بازیکن بدهد؛ بدون اینکه بازی را شدیدا آسان یا بیش از حد سخت کند. در نتیجه حتی مخاطبی که اصلا اهل تجربهی آنلاین بازیها نیست، هیچ مشکلی برای تجربهی بازی Monster Hunter Wilds شرکت Capcom ندارد.
این وسط یکی از معدود خردههایی که میتوان به بازی گرفت، مربوطه به مبارزاتی است که در مراحل فرعی انتظارمان را میکشد. در جریان بخش اصلی بازی، چندین و چند ماموریت فرعی وجود دارند که میتوانیم به سراغ آنها برویم. ولی شوربختانه باید پذیرفت که بخش قابل توجهی از محتوایی که تحت عنوان مرحله فرعی در بازی قرار دارد، به مبارزه با باسهای تکراری در محیطهای نسبتا تکراری خلاصه میشود.
البته بدون لو دادن نکاتی که به دستور کپکام باید مخفی نگه داشته شوند، میتوانم بگویم که بعد از اتمام بخش اصلی با یکسری مراحل و امکانات تازه مواجه میشوید. همین موارد تنوع بیشتری به این جنس از نبردهای اختیاری میدهند. سازندهها تلاش کردهاند که بازی از لحاظ محتوای End Game غنی باشد. ولی سازندگان عملا میگویند که اگر در جریان بخش اصلی تجربهی مانستر هانتر وایلدز به دنبال افزایش سرعت پیشرفت کاراکتر خود هستید، باید به یکسری مراحل پرتکرار تن بدهید. انصافا در طول تجربهی اصلی میشد استفادههای بهتر و بیشتری از پتانسیل یکسری از محیطها و شخصیتها برای طراحی مراحل فرعی داشت.
نکتهای که جلوی تبدیل شدن مسئله به یک مشکل بزرگ را میگیرد، کافی و مناسب بودن پاداشهای مراحل اصلی است. شما تقریبا هیچوقت احساس نمیکنید که حتی ذرهای مجبور به تجربهی ماموریتهای پرتکرار هستید. روند بازی طوری نیست که ناگهان آیتم برای آپگرید سلاح کم بیاورید و ناگهان ببینید که راهی برای شکست دادن یک باس مهم ندارید.
گیمپلی مانستر هانتر همیشه بر مبنای ساختار «رفتن از این باس به سراغ باس بعدی» طراحی شده است. هنگامی که میبینید طی سه ساعت از تجربهی بازی Monster Hunter Wilds با ۶ باس مثالزدنی جنگیدهاید، آنچنان بهخاطر بهرهبرداری دوباره از باسها در تعدادی از مراحل فرعی عصبانی نمیشوید.
شعور بازیسازی کپکام و درکی که ریوزو سوجیموتو و تیم او از گیم دیزاین دارند، در مبارزه با تکتک باسهای کلیدی مانستر هانتر وایلدز به چشم میآید
البته که محصول تازهی شرکت کپکام به باسهای فوقالعاده با طراحیهای کمنظیر خلاصه نمیشود. تیم سازنده با اهمیت دادن نسبی بیشتر به داستان و نمایش سختکوشیِ انسانهایی با فرهنگهای مختلف که در زیستبومهای عجیبوغریب زندگی میکنند، قدرت احساسی این نسخه را افزایش دادهاند. قصه هرگز مهمترین عنصر سازندهی بازیهای مانستر هانتر نیست، اما بازی Monster Hunter Wilds با چند کاراکتر دوستداشتنی و لحظات داستانی جذاب تضمین میکند که یکسری از گیمرها، بیش از پیش به مبارزه با باسهای میخکوبکنندهی اثر اهمیت بدهند.
از بعد فنی لازم است بدانید که این بررسی با تمرکز روی نسخه پلی استیشن 5 پرو انجام شده است. طی حدود ۳۱ ساعت تجربهای که تا امروز از بازی Monster Hunter Wilds روی حالت گرافیکی Balanced کنسول PS5 Pro داشتم، محصول شرکت Capcom در اکثر دقایق هیچگونه مشکل فنی آزاردهندهای نداشت؛ چه از نظر کیفیت بافتها و چه از نظر پایداری فریمریت. فقط در درصد بسیار کمی از مواقع، دیر لود شدن تعداد محدودی از تکسچرها انکارناپذیر بود. بااینحال نباید فراموش کرد که عملکرد فنی مشکلدار نسخهی دمو سبب شد خیلی از کاربرها نگران کیفیت آن روی مابقی کنسولهای نسل ۹ باشند. انتظار میرود کپکام در نسخهی نهایی، حجم قابل توجهی از کمبودهای فنی را برای همهی کاربرها از بین برده باشد.
میدانید چرا کلمات زیادی را به نوشتن دربارهی طراحی زیبای کاراکترها، کارگردانی بسیار خوب بعضی از کاتسینها، اهمیت دادن سازندهها به استفاده از قابلیتهایی مثل لرزشهای دقیق دوالسنس و صدالبته موسیقیهای پراحساس بازی Monster Hunter Wilds اختصاص ندادم؟ تقصیر کپکام است. چون در سالهای اخیر و در مهمترین ویدیوگیمهای این شرکت ژاپنی، ما به سطح بالای کیفیت جنبههای مختلف بازی عادت کردهایم.
مانستر هانتر وایلدز از جنبههای فنی و هنری مختلف لایق ستایش است. اما اگر از من بپرسید، بزرگترین نکتهی مثبت بازی را در این میبینم که میتواند دست بازیکن را بگیرد، او را از جهان ما جدا کند و اجازه دهد که ساعتها در یک دنیای دیگر وقت بگذارند؛ دنیایی که در آن شمشیر بلند خود را تیز میکنید و به جنگ هیولاهای گوناگون میروید.
Monster Hunter Wilds
نقاط قوت
- طراحی کمنظیر هیولاها
- توجه بیشتر به قصهگویی
- سیستم مبارزات پرجزئیات و درگیرکننده
- غرق کردن بازیکن در جهانی وسیع با زیستبومهای غنی
- توانایی جذب گیمرهای جدید در عین دور نشدن از ریشههای مجموعه
نقاط ضعف
- پرتکرار بودن بسیاری از مراحل فرعی