نقد انیمیشن کسلوانیا: منظره شب (Castlevania: Nocturne) | فصل دوم
انیمیشن کسلوانیا یکی از بهترین اقتباسهای ویدیو گیمی است و به نحوی توانست راه را برای بسیاری از آثار مشابه باز کند. در ادامه انیمیشن کسلوانیا: منظره شب تولید شد که در آن شاهد ادامه داستان این مجموعه اینبار با نوادگان ترور بلمونت و سایفا هستیم. فصل اول این سریال انیمیشنی افت و خیزهای زیادی داشت و با وجود شروع قدرتمندی که دارد، اما در ادامه افت میکند و از نیمه دوم دوباره در مسیر خود قرار میگیرد و پایان آن باعث هیجان بیشتر ما برای فصل دوم میشود. حالا نوبت به فصل دوم انیمیشن Castlevania: Nocturne رسیده است؛ جاییکه سازندگان فرصتی برای برای تکرار اشتباهات خود ندارند.
اتفاقات فصل دوم با نمایش دلیل نبودن آلوکارد آغاز میشود که درواقع نشان میدهد او پیش از اینکه تهدید سکمت شکل بگیرد، در تلاش بوده است تا راهی برای متوقف کردن او پیدا کند. با اینکه در ابتدا انتظار داشتم انیمیشن شروعی با سرعت بیشتری بهخاطر حوادث پایانی فصل اول داشته باشد، اما شاهد شروعی نسبتا آرام هستیم که در اولین نقطه این ترس به من داده میشود که نکند انیمیشن دوباره بخواهد نیمی از روایت خود را به حاشیه ببرد. اما خوشبختانه اشتباه کردم و انیمیشن درواقع روایت منجسمتری نسبت به فصل اول دارد و درواقع تصمیم میگیرد تا بیننده را آماده اتفاقات پایان فصل کند.
درواقع روایت داستانی فصل دوم شباهت بیشتری انیمیشن اصلی پیدا کرده است و انیمیشن تا حد زیادی از آن روند متوسط نیمه اول فصل اول خود فاصله گرفته که خبر خوبی است. اولین نکتهای که توجه من را به خودش جلب کرد، بهبود شخصیتهای مکمل انیمیشن است. متاسفانه شخصیتهایی مثل آنت یا ماریا بیشتر از آنکه پرداخت خوبی در فصل اول داشته باشند، بیشتر مثل شخصیتهای شعاری بودهاند. خوشبختانه این وضعیت در فصل دوم تا حد زیادی تغییر کرده است و شاهد شخصیتهای کاربردی در داستان و روند انیمیشن هستیم.
نقش شخصیتهای مکملی مثل ماریا و آنت در فصل دوم انیمیشن Castlevania: Nocturne نسبت به فصل اول بهبود زیادی پیدا کرده است
در طول فصل دوم ماریا نهتنها قدرتهای خود را گسترش میدهد، تازه خط داستانی خود را آغاز میکند و یکی از بهترین خطهای داستانی فصل دوم را به خود اختصاص میدهد. در مقابل آنت نقش محوریتری در داستان پیدا میکند و تازه میتوانیم احساس کنیم و بخشی از داستان انیمیشن است. این موضوع در فصل اول آزار دهنده بوده است و خوشبختانه شاهد تغییر این داستان در فصل دوم هستیم. درواقع تم داستانی انیمیشن تغییر نکرده است، بلکه شاهد بهبود نویسندگی انیمیشن هستیم که در فصل اول ضعفهای زیادی را میتوانستیم مشاهده کنیم.
درواقع انیمیشن یک تغییر بزرگ کرده است و آن هم این است بهجای اینکه داستان یا تم داستانی را تغییر دهد، تصمیم دارد تا آن را در قالب دنیای کسلوانیا جای بیندازد. اما این به چه معنا است؟ شاید بهتر است به دیالوگ ریکتر بلمونت سری بزنیم که میگوید شاید دیگر بلمونتها جایگاهی در این دنیا ندارند. درواقع ریکتر بهخوبی میداند دنیا در حال تغییر است و بهطور مثال انقلاب فرانسه و سپس انقلاب صنعتی بریتانیا باعث میشود جایگاه هیولاها تغییر کند و درواقع آنها مثل یک افسانه شوند. در مقابل دنیا دیگر شاید واقعا نیازی به خاندان بلمونت نداشته باشد.
فصل دوم انیمیشن Castlevania: Nocturne بهخوبی این مفهوم داستانی را ارائه میکند و حالا میتوان گفت که فضای انیمیشن شاید به همین دلیل است که به تاریکی انیمیشن اصلی نیست. صد البته تغییر آرت استایل یکی از دلایل آن است که با اینکه آن را در فصل اول تحسین میکردم، اما در فصل دوم بهنظر من تا حد زیادی به فضای انیمیشن آسیب زده است. درست است که تغییرات کلی در بخش نویسندگی و روایت داستان بهبود زیادی پیدا کرده است و به جرات میتوان گفت که شخصیتهای فرعی تا اصلی پیشرفت زیادی داشتهاند، اما بخش هنری انیمیشن تا حدی عقبگرد دارد.
ظاهر انیمیشن زیبا و چشمنواز است، اما در بخش زیادی از صحنهها تا حد زیادی خوش رنگ و لعاب شده است و همین نکته باعث میشود قدرت گرفتن دوباره خونآشامها به واسطه منجی جدید آنها چندان ظاهر ترسناک و خشنی پیدا نکند. درواقع در برخی از صحنهها تناقض عجیبی بین آرت استایل و خشونت انیمیشن وجود دارد و با اینکه از نظر ظاهری میتوان گفت تصاویر زیبایی را شاهد هستیم، اما با اتفاقات انیمیشن تناقض عجیبی دارد. این موضوع حتی به طراحی ظاهری برخی از شخصیتها بهخصوص آنت ضربه زده است و شاهد ظاهری بچگانه در برخی از صحنهها هستیم که واقعا این موضوع جای تعجب دارد.
پیش از آنکه دوباره به سراغ روند شخصیتها و چگونگی تاثیر آن روی بهبود پایان انیمیشن صحبت کنیم، بهتر است به یکی دیگر از مشکلات انیمیشن بپردازیم و آن هم موجودات شبانه هستند. این موجودات در انیمیشن اصلی گروهی بدون فکر بودند که تنها هدف آنها کشتن و نابودی بوده است. حالا در Nocturne بهطرز عجیبی این شخصیت دوباره دارای روح و هویت شدهاند و میتوانند خود را از چنگ ارباب خود خارج و شورش کنند. اما مشکل کجا است؟ مشکل دقیقا از جایی آغاز میشود که انیمیشن توضیح خوبی در مورد این موضوع نمیدهد.
درواقع تنها برداشتی که میتوانیم داشته باشیم این است که روح شخصیت اگر قدرتمند باشد ممکن است از تسلیم شدن به ارباب خود سرباز بزند و راه خودش را در پیش بگیرد. اما انیمیشن در دادن یک توضیح مناسب تنبلی میکند و صرفا با چند تعریف و خواندن آواز قضیه را جمع میکند و ما درنهایت قرار نیست متوجه بشویم که قضیه از چه قرار است. درواقع این موجودات در انیمیشن نه مثل انیمیشن اصلی خطرناک و مرگبار هستند و نه حضور فعال و مفیدی دارند. متاسفانه استفاده درستی از این موضوع نشده است و میتوان گفت ضعیفترین بخش انیمیشن در فصل دوم است.
فصل دوم انیمیشن Castlevania: Nocturne به سوالات زیادی مثل این سوال که چگونه ادوارد و گروهی دیگر از موجودات شبانه کنترل خود را در اختیار میگیرند، پاسخ شفاف و روشنی نمیدهد
البته نمیتوان گفت که شخصیتهای شرور و منفی انیمیشن هم پرداخت کاملی دارند. درواقع آنها همان مشکلی را دارند که شخصیتهای شرور پس از دراکولا در انیمیشن کسلوانیا داشتند و درنهایت آنها نه قرار است به همان تهدیدی که وعده داده شده است تبدیل شوند و نه کاری را که نیاز است انجام میدهند. در مجموع میتوان گفت که انیمیشن درنهایت با اینکه روایت قدرتمند و بهتری در مقایسه با فصل دوم ارائه میکند، اما در برخی از بخشها نتوانسته است مشکلات را پوشش دهد و درنهایت هم به آن خاتمه داده است.
اما در مورد شخصیت ریکتر و آلوکارد تا حد زیادی داستان متفاوت است. برخلاف مشکلات گفته شده این دو شخصیت رشد بهتری در داستان دارند و بهطور مثال ما دیگر آلوکارد انیمیشن اصلی را شاهد نیستیم و او عملا شخصیتی پختهتر و متفاوتتر از قبل شده است. این موضوع نکته مثبتی است که نشان میدهد گذر این سالها چقدر روی شخصیت او تاثیر گذاشته است و حتی مرگ اعضای خانواده بلمونت باعث تغییر مسیر و دیدگاه او به زندگی شده است. چنین موضوع بدون شک باعث جذابتر شدن این شخصیت و همچنین علاقه بیشتر به حضور پر رنگتر او در ادامه میشود.
در مقابل ریکتر را داریم که عملا مسیر تبدیل شدن به ترور را دنبال میکند. این موضوع شاید تکراری باشد، اما ریکتر هنوز فاصله زیادی تا ترور دارد و بیشتر ما شخصیتی را شاهد هستیم که هنوز اشتباهات بچگانه دارد و چیزهای زیادی باید یاد بگیرد. اما مسیر رشد شخصیت نقطه قوت فصل دوم است و ریکتر در پایان درواقع به بلمونتی میشود که آلوکارد انتظار دارد. اما شخصیتهای دیگری مثل جوست بلمونت هم وجود دارند که درواقع بیشتر نقش به رشد شخصیتهایی مثل ماری و ریکتر کمک میکنند و همچنین شخصیتی مثل ترا هم درنهایت سوالات زیادی در مورد آن وجود دارد که بیجواب باقیمانده است.
اما تمام این موارد را گفتم که بگویم انیمیشن یک روند خوب و یک دست را دارد تا بیننده را در دو تا سه قسمت پایانی میخکوب کند. ما شخصیتپردازی جذابی حداقل در مورد قهرمانان آن شاهد هستیم که کیفیت بالایی دارند و این موضوع ما را آماده پایان آن میکند. جاییکه شخصیتها و روابط تقریبا کامل شکل گرفتهاند و میدانیم که چه چیزی در انتظار ما است. خبری از شوخیهای بیخود و اضافه نیست و تمرکز آن روی صحنههای اکشن جذاب و فوقالعادهای است که از ابتدا به ما وعده داده شده است. شخصیتها هر یک در جایگاه و مقام خود قرار گرفتهاند و بهنظر نمیرسد شخصیتی اضافه باشد.
صد البته شخصیت شرور انیمیشن میتوانست وحشت و ترس بیشتری خلق کند و تا حدی پایان او ناامید کننده است، اما درواقع تمامی این موارد فدای صحنههای اکشن جذابی شده است که در پایان شاهد هستیم. کیفیت بالای دو سه قسمت پایانی انیمیشن چیزی است که از یک انیمیشن کسلوانیا میشود انتظار داشت و حتی آرت استایلی که جلوتر گفتم، در پایان تا حد زیادی محیطهای رنگارنگ را به محیطهای تیره و تاریک تغییر داده است. میتوان گفت که دو سه قسمت پایانی تقریبا حکم یک فینال قدرتمند برای انیمیشن دارد که حساب آن از تمامی قسمتهایی که تاکنون تماشا کردهایم، جدا است.
صد البته سرنوشت شخصیتهای شرور یا شخصیت ادوارد تا حد زیادی ناامید کننده است، اما میتوان گفت در باقی موارد انیمیشن سنگ تمام گذشته است و یک پایان باشکوه و جذاب را ارائه میدهد. اما سوالات زیادی در پایان باقی میماند؛ مثل نقش ترا در آینده چیست یا روح کایوتی که دنبال او است، چه کسی است و چه نقشی دارد و همچنین سرنوشت اولراکس پس از حوادث انیمیشن چیست. با اینکه پایان انیمیشن نسبتا کامل است، اما سوالات زیادی هم وجود دارند که امیدوار هستم در فصل سوم به آن پاسخ داده شود.
فصل دوم انیمیشن Castlevania: Nocturne با رفع بسیاری از مشکلات فصل اول تبدیل به یکی از بهترین اقتباسهای ویدیو گیمی شده است و با ارائه یک روایت کامل و جذاب و بدون اینکه زیاد به حاشیه برود، یک صحنه اکشن بزرگ و با هیجان بالا به بیننده تقدیم میکند. اگرچه مشکلاتی مثل شخصیتهای شرور یا ندادن توضیحاتی مثل دلیل تغییر موضع برخی از موجودات شبانه یا آرت استایل آن وجود دارد، اما در مجموع یک پایان کامل را ارائه میکند و در پایان درها را برای فصل یا فصلهای بعدی باز میگذارد؛ چرا که آنها نمیخواستند داستان نیمهکاره بماند، اما هنوز داستانهای بیشتری در مورد ریکتر، ماریا، آنت و آلوکارد برای گفتن وجود دارد.